رویای زمستانی
یک روز بارانی سوار بر ابرها خواهد آمد
سفید پوش و سبز اندیش
آسمان آبی است ،نه گرفته و زخمی
اشک می بارد از آن
اشک شوق است گویی
مردمان نظاره گر زیبایی اش
زنان و کودکان نو پا ،؛دوان دوان به سویش می روند
می آید...خرامان خرامان
بر قله ی آزادی می ایستد
و جهان یکصدا سرود صلح می خواند
آسمان آبی است
و ترانه ی سبز جاریست...
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم دی ۱۳۸۸ ساعت 14:48 توسط منا
|