و اما بعد....

در کشاکش بی رحمی وگناه، در تنگنای خفقان، تنها نقطه ی امیدم تو بودی . در خاموش ترین لحظه ی زندگی ام این تو بودی که سخاوتمندانه نور بارانم کردی.

تو ، فکرتو ، نام تو، تسلاگر وجودم شدوافقی تازه از هستی را برایم روشن کرد افقی که جهت گیری آن به سوی تمام خوبی ها وخوشبختی ها بود. و تو راهبر وجودم شدی تا مرا از این خاموشی دردآور نجات دهی.

تقدیم به وجود نازنینت...